خیلی ,میکنم ,یادداشت ,کلمه ,خیلی خیلی

دارم شروع به وبلاگ نویسی جدی و حرفه ای میکنم .. هر بار که  متنی رو اماده میکنم دوست دارم حس بعدشو اینجا بنویسم...

مرتبط نوشت: این حرفم منو یاد پست یکی از دوستا تو فیسبوک انداخت که پروفسور خارجی که از دوستاش بود به ایران اومده بود بعذ از فکر کنم 50 سال و نکته جالبش این بود که پروفسور هنوز یادداشت هایی رو که 50 سال قبل تو ایران بود بهمراه داشت و توی اون یادداشت کرده بود به کجا ها رفته .. این خیلی فوق العاده است و قدرت یادداشت کردن و نوشتن های هر چند کوتاه رو بمن یادآور میشه ... شاید این یادداشت های کوتاه هم برای من سرنخی به گذشته هام شد.. سرنخی خیلی خیلی ارزشمند.

وقتی دارم مطلبی رو ترجمه میکنم اولش هول میکنم فکر میکنم از بین کلمه و حروف های انگلیسی هیچی نمیفهمم و این حس بعد از ترجمه کردن یهویی ناپدید  میشه  پس وقتی نوشته ای رو برای بار اول میگیرم سعی  میکنم  طوری نگاهش کنم که میدونم  درباره چی نوشته شده ... اینکه بتونم با مطلبم خیلی هماهنگ بشم برام خیلی خیلی مهمه ..پس نکته مهم دیگه ای که باید رعایت کنم اینه که زود شروع کنم زود شروع کردن یعنی اینکه مقدماتشو به حافظه دادی و اون خودش در لحظاتی که تو روی متن کار نمیکنی تحلیل میکنه به این میگن یک ذهن و دوست خوب.... و این هم حس فوق العاده ایه... در نهایت قدرت جستجو رو وقتی به کلمه ای برمیخوریم دست کم نمیگیرم و زود ریشه و پیوندهای کلمه برام مشخص میشه... و این خودش به هماهنگی بیشتر با متن خیلی کمک میکنه و میتونه روی تالیف مقاله هم مفید باشه چون با لینک های جدید آشنا میشم

منبع اصلی مطلب : نوشتپار های نیره
برچسب ها : خیلی ,میکنم ,یادداشت ,کلمه ,خیلی خیلی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : تجربه های نوشتن 1